صفحــه اول  |  معرفی سینما نگار  |  آرشیو مطالب  |  سینمای ایران  |  سینمای جهان  |  گالری تصاویر  |  لینکستـــان  |  تبلیغ در سینما نگار  |  تماس  
سینما نگار - سایت تخصصی سینما
فیلم «مخمصه»-(1995)سکانس برتر
فیلم «مخمصه»-(1995)
تاریخ درج : ۳۰ دي ۱۳۸۹
سرفصل : سکانس برتر   |   منبع خبر : http://www.cinemanegar.com
خلاصه مطلب : حسن نیازی: سکانس برتر، فیلم «مخمصه» اثر "مایکل مان" 1995. با بازی "آل پاچینو" و "رابرت دنیرو"
| More

حسن نیازی


سکانس برتر، فیلم «مخمصه» اثر "مایکل مان" 1995. با بازی "آل پاچینو" و "رابرت دنیرو"
 

" گفتگوی «وینسنت هانا» و «نیل مک کالی» در کافه/ رستوران "


وینسنت: 7 سال در فالسام – در یه سوراخ به اندازه جای سه نفر، مک نیل قبل از اون، مک نیل به سرسختی که می گن هست؟

مک کالی: تو می خوای جرم شناس بشی؟

وینسنت: تو می خوای به همونجا برگردی؟ می دونستی من یه گروهی رو تعقیب می کردم، آدم هایی رو که دنبال دردسر می گشتند و توسط من دستگیر شدند.

مک کالی: حتما گروه بی دست وپا و بی عرضه ای بودند؟

وینسنت: من همه جور ترفتد را بکار گرفتم.

مک کالی: تو دیدی که من فروشگاهی را به سرقت ببرم و خالکوبی روی سینه ام باشه؟

وینسنت: نه، ندیدم !

مک کالی: درسته، من هرگز به اونجا بر نمی گردم.

وینسنت: پس با پلیس در نیفت!

مک کالی: من هر کاری که به صلاحم باشه انجام میدم! من کار خودم رو انجام میدم، تو هم هر کاری که میتونی انجام بده، سعی کن جلوی آدم هایی مثل منو بگیری.

وینسنت: تو هیچ وقت طالب یه نوع زندگی عادی نبودی؟

مک کالی: یعنی چی؟ منقل کباب و بازی فوتبال؟

وینسنت: آره...!

مک کالی: این نوع زندگی عادی، مثل زندگی توست؟

وینسنت: زندگی من؟ نه، زندگی من... زندگی من در قلمرو بدبختی قرار گرفته، من یه نادختری دارم که از نظر روحی بهم ریخته است... چونکه پدر واقعی ش، از این آدم های عوضی پولدار کله گنده ست. من یه همسر دارم – ما هر دو در سراشیبی ازدواج قرار گرفتیم. ازدواج سومم، چونکه تمام وقتم رو در خیابونها صرف تعقیب و گریز آدم هایی مثل تو کردم! این زندگی منه...

مک کالی: یه نفر یه زمانی بهم گفت- وقتی کسی در تعقیبته و تو اینو حس می کنی، هر چیزی که باهاته رها کن تا بتونی سریعتر از مخمصه دربری، حالا تو اگه، مامور شدی منو بگیری ، پس باید همزمان با من حرکت کنی... چطور انتظار داری که ازدواجتو حفظ کنی!

وینسنت: به نکته جالی اشاره کردی!... تو چیکاره ای، یه کاهن یا یه موبد؟

مک کالی: من هم یه زنی رو توی زندگیم دارم...

وینسنت: بهش میگی چیکاره ای؟

مک کالی: بهش میگم که تاجرم...

وینسنت: پس اگه دیدی که من دنبالتم... از اون زن فاصله میگیری و فراموشش میکنی؟... بدون اینکه ازش خداحافظی کنی؟

مک کالی: این هم یه جور ادب کردنه...

وینسنت: خیلی پوچ وبی معنی است...!

مک کالی: همیشه همینطور بوده،یا اینطوریه... یا هر دو بهتره بفکر یه کار دیگه ای باشیم...

وینسنت: ما کار دیگه ای بلد نیستیم!

مک کالی: منم همینطور!

وینسنت: اما من نمی خوام اینطور باشه...

مک کالی: منم همینطور...

وینسنت: میدونی، یه خواب رویایی همیشه باهامه، که سر یه میز بزرگی نشستم و همه قربانی های جنایاتی که من روی پروندشون کار کردم، اونجا با من سر میز نشستند! و همشون به من خیره شدند، چون از سرهای زخمیشون خون جاری شده... حالا این آدم ها با سرهای ورم کرده و خونی را دو هفته بعد از قتل پیداشون کردم... همسایه هاشون از بوی بد اجساد به پلیس گزارش دادند... و حالا همشون اونجا... سر یه میز با من نشستند...

مک کالی: حرفشون چیه؟

وینسنت: هیچی...

مک کالی: حرف نمی زنن!

وینسنت: چیزی برای گفتن ندارند... ما فقط به هم نگاه می کنیم- اونا به من نگاه می کنن، همین و بس ، این رویا مدام بامنه...

مک کالی: من هم یه رویای، کابوس غرق شدن رو دارم- که باید زود خودم رو از خواب بیدار کنم و شروع به تنفس کنم، در غیر اینصورت توی رختخواب می میرم.

وینسنت: خوابت راجع به چیه؟

مک کالی: وقت کافی داشتن!

وینسنت: وقت کافی... برای کاری که میخوای انجام بدی؟

مک کالی: درسته...

وینسنت: اون کار رو شروع کردی؟

مک کالی: نه هنوز...!

وینسنت: ببین ما اینجا نشستیم... مثل دو تا آدم معمولی – تو هر کاری که میخوای انجام بده و من هم هر کاری که باید انجام میدم- حالا که با هم رودررو شده ایم ، بدون اگه سروکله من پیدا بشه، مجبورم بندازمت زندان... من از این کار خوشم نمیاد... اما بهت گفتم ... اگر بین تو و یه حرومزاده بیچاره ای بود که میخواستی زنش رو بیوه کنی... برادر ... کارت ساخته است...

مک کالی: سکه یه روی دیگه ای داره... اگه خواستی یه همچین کاری کنی، و من حسابت رو رسیدم چی؟ چون به هر قیمتی که باشه... نمیزارم سر راهم سبز بشی...! درسته الان ما روبروی هم هستیم... اما تردیدی به خودم راه نمیدم...

وینسنت: شاید هم این اتفاق بیافته... یا، کی میدونه؟

مک کالی: شاید هم هیچ وقت دیگه همدیگه رو نبینیم...




 


نظرات خوانندگان

  • ۱ بهمن ۱۳۸۹
    روکو و برادرانش
    آقا چه میشه گفت ؟!
    انتخاب از این بهتر دیگه نمیشه. بسیار عالی آقای نیازی عزیز.
    مایکل مان با مخمصه در اوج سینمای دهه نود قرار گرفت.
    این سکانس هم که اوج بازی استادان مسلم سینماست.
    سکانسی غریب در تاریخ سینما
  • ۱ اسفند ۱۳۸۹
    اميد
    يكي ازبه يادموندنيترين سكانسهاي تاريخ سينماست .مرسي
  • ۲۰ خرداد ۱۳۹۰
    مهدی گودرزی
    گاهی اوقات انسان در مورد بعضی موضوعات می خواهد مطلبی را عنوان کند ، اما آن موضوعی که قرار است در باره اش صحبت کند ، آنقدر بزرگ است که فقط باید سکوت کرد .
  • ۲۳ شهريور ۱۳۹۰
    محسن جوادزاده
    با تشکر از فیلم زیبا و جذاب شما
  • ۲۷ شهريور ۱۳۹۰
    سهیلا کارگر
    یکی از زیبا ترین فیلم های دنیا
  • ۲۹ شهريور ۱۳۹۰
    یاسمن کارگر دهنودشتی
    یکی از به یاد ماندنی ترین فیلم های که تو زندگی ام دیده ام
  • ۲۹ تير ۱۳۹۱
    فرید
    من عاشق این فیلمم
  • ۱۵ آبان ۱۳۹۱
    زری موسوی
    من تکه آخر فیلم که با هم دویل می کننو بیشتر دوست دارم

    مخصوصا آخر آخرش که چiره بغض گرفته و چشمای پاچینو رو نشون میده که میخواد ازش اشک بیاد


  • نام و نام خانوادگی
    ايميل
    کد امنيتی : عبارت نمايش داده شده را وارد نموده و سپس بر روی کليد ثبت نظر کليک کنيد
    CAPTCHA image
 



در حاشیه سینما و تلویزیون
نگاهی به خبرهای حاشیه‌ای

● بازیگر جوان تئاتر کشورمان و خواهرزاده‌ی رویا نونهالی درگذشت
● عکس: کتایون ریاحی بازیگر سابق سینما و تلویزیون
● عکسی زیبایی از محمدرضا گلزار در کنار عقاب آسیا
● دادگاه فدرال آمریکا شکایت کوئنتین تارانتینو را رد کرد!
● لوازم شخصی بروس لی به چوب حراج گذاشته می‌شود
● عکس: حضور مجری شبکه ماهواره ای در دیدار هنرمندان از آسایشگاه ثارالله
● ازدواج کارگردان فیلم تحسین شده «شیار 143» با تهیه کننده فیلمش
● تبریک بهرام رادان و محمدرضا گلزار به مادرانشان در روز مادر + عکس
● «مرد آهنی» هم به شبکه اجتماعی توييتر پيوست
● اتهام تجاوز جنسی به یک پسر برای کارگردان مشهور سینما
● اهدای لوح تقدیر و مدال افتخار اعضای تیم های ملی کشتی به محمدعلی کشاورز در روز تولدش
● حمید فرخ‌نژاد در آستانه سالروز تولدش: 45 ساله شدم و هنوز در حسرت نوجوانی گمشده‌ام هستم
● جانی دپ در رابطه با پرونده یک قتل به دادگاه احضار شد
● راديو از پخش گفتوگو با ناصر ملک مطيعی جلوگيری كرد
● علیرضا خمسه: مهاجرتم به آمریکا دروغ ۱۳بود/ عباس معصومی را می‌شناسم/ از عزرائیل دعوتنامه دارم
● عکس: کری خوانی 4 نفره بازیگران طرفدار استقلال برای پرسپولیسی ها
● واکنش جالب خانم مجری چاق به یک ایمیل توهین آمیز!
● نیکی کریمی و خواهرانش در یک قاب
● کارگردان قلابی سینمای ایران دستگیر شد
● عکس: حضور رضا کیانیان در مراسم ختم پدر همسر سید محمد خاتمی
● جمشید مشایخی: مطرح شدن خبر دیدارم با لیونل مسی تنها جنبه تبلیغاتی داشت
● عکس: شباهت جالب توجه پسر مهران مدیری به خودش
● جواد ظریف وزیر امور خارجه: با تماشای «کلاه قرمزی» از ته دل خندیدم
● عکس: خنده و قهقهه ی عادل فردوسی پور و رامبد جوان
● عکس: دیدار نوروزی وزیر ارشاد با سیدمحمد خاتمی
● هنرپیشه سرشناس به دلیل پرونده مالی بازداشت شد
● فاطمه معتمد آریا در سوگ پدرش داغدار شد
● عکس و یادداشت جنجالی الناز شاکردوست
● عکس: بهرام رادان سوار بر ماشین قراضه اش!
● عکسی از محمدرضا گلزار در کنار حاجی فیروزها و تبریک پیشاپیش سال نو
● انتقاد مدیر برنامه های لوتار ماتئوس از برخورد بد مسئولان تلویزیون با اسطوره آلمانی/ به ماتئوس یک پسته هم ندادند!
● عکس سلفی بهرام رادان، پیمان معادی، براداران قاسم خانی و همایون شجریان با لوتار ماتئوس
● عکس: بروسلی و خانواده
● عکس: مهناز افشار در دوران دبیرستان
● عکس: آنا نعمتی و حیوان خانگی زیبایش
● گزارش تصویری: فرزندان متولد شده ستاره های هالیوود در سال 2014
● وقتی لباس ناهمگون مجری، صدای اعتراض روزنامه رسمی صدا وسیما را هم درمی‌آورد+عکس
● عکس خانوادگی ترانه علیدوستی در کنار همسر و دخترش
● آنجلینا جولی به دیدار کودکان پناهجوی سوری رفت

نمایش کل آرشیو
راهنمای فیلم
جدول ارزشگذاری فیلمهای روی پرده سینمای ایران و جهان

● «سایه های تاریک»، «انتقام جویان»، «مردان سیاه پوش 3»، «نبرد تایتان ها»، «بازی های گرسنگی»، «کیمیا و خاک» و «خوابم می‌آد»

نمایش کل آرشیو
چهره ماه

● چهره‌ی ماه: پوران درخشنده

نمایش کل آرشیو
فلاش بک

● نگاهی کوتاه به دو فیلم نخست کارنامه‌ی سینمایی سام پکین پا
● برترین آثار کٌمدی تاریخ سینما (قسمت اول)
● نگاهی به فیلم «اسب کهر را بنگر» 1964
● نگاهی به فیلم «دزد بغداد» 1924
● نگاهی به فیلم «شکوفه های پژمرده»
● نگاهی به فیلم «ناپلئون»

نمایش کل آرشیو