1- «چیزهایی هست که نمی داني»(فردين صاحب زمانی) **
سینمانگار: امیررضا تجویدی: یک غافلگیری دیگر ار فیلم اولی های جشنواره امسال. گویی دیگر باید عادت کنیم به تماشای فیلم های متوسط از بزرگان و در عوض شگفتي ها از سوی جوانان. چیزهایي... یک ادای دین دوست داشتنی است به «راننده تاکسی» مارتین اسکورسیزی. فیلمي در باب عقده هاي فروخورده یک راننده آژانس که در آستانه میانسالی درصدد ابراز علاقه اش به عزیزان پيرامون است، اما در نهايت اتفاقی که باید نمیفتد.
فیلم از دو حیث در مقياس سينمای ایران کم نظیر است. یکي قاب بندی های مبدعانه و دیگر نورپردازی شگفت انگيز. فیلم از معدود آثار امسال است که داستانش را کامل و بدون سکته روايت می کند. شخصیت هایش را خیلی خوب پرورش می دهد و به بهترین شکل ممکن به پایان مي رسد. به همه اينها اضافه کنيد بازی های بی نظیر زوج هنري فيلم، لیلا حاتمی و علی مصفا را و هم چنین مهتاب کرامتی که پس از سالها بازی بيار خوبی دارد. باید منتظر آثار آتی صاحب زمانی ماند.
2- «يک حبه قند»(رضا میرکريمی) * 1/2
پس از سرخوردگی حاصل از تماشای «فرزند صبح» افخمي، «یک حبه قند» حکم آب سرد و البته مهر تاییدی را دارد بر اينکه بزرگان سینمای ما در شرف سقوطند. فیلم جدید میرکريمی از هیچ نقطه عطف و دراماتيکی بهره نمی برد. در طول فیلم همه شخصیت ها مدام در حال بالا رفتن از سر و کول یکديگرند و هیچ اتفاقی نمیفتد؛ بدنر از همه اینکه فيلمنامه نویس محترم پس از 80 دقيقه تازه به فکر رخداد فاجعه اصلی فیلم ميفتد. میرکریمی آشکارا ضعف فیلمنامه اش را پشت قاب بندی های زیبا و اسلوموشن های متعدد و البته بازی های خوب بازیگران پنهان کرده است. همه چيز در شوخی های تکراری و در سطح باقی می ماند. اینجا نیز میرکريمی قصد دارد به ما تلقین کند که در حال بیان مفهومی متعالی است. اما حیف که بر خلاف به همین سادگی، جزییات و دغدغه ها تنها در نمایش عریان زندگی روزمره یک خانواده پرجمعیت خلاصه شده. براستی سینمای ایران به کدامين سو می رود؟
3- «اسب حیوان نجیبی است»(عبدالرضا کاهانی) *** 1/2
اما می رسیم به بهترین اثر به نمایش در آمده در سالن رسانه ها تا به اين لحظه. به شخصه هیچگاه از هواداران سینمای رضا کاهانی نبوده ام. معتقدم «بیست» فیلم خوبي نیست و «هيچ» هم با پایان بندی نامربوطش از ارزش خود می کاهد. فیلم جديد کاهانی اما با پیشرفتی نجومی موفقیتی عظیم برای فیلمساز خوش ذوق کشورمان است. اسب... بي شک يکی از بهترین آثار سینمای ایران در چند سال اخیر است در باب ترسیم موقعیت معلق طبقه متوسط؛ آن هم به شکلی کاملا ابزورد و البته کميک. فيلم جديد کاهانی از حیث بصری، یک پله از همه آثار امسال بالااتر است، بخصوص دکوپاژ يک سوم پاياني فيلم، کاملا کم نظیر است. فیلم يکي از بهترین تیم های بازیگری ده سال اخیر را داراست. بخصوص بازی هاي فوق العاده پارسا پیروزفر و رضا عطاران که کاملا شایستگی کانديداتوري جشنواره را دارا هستند. کاهانی به درک عمیقی از تلفیق کمدی با موقعیت های رئال رسیده. شخصیت هاي زخم خورده فیلم به بهترین شکل ممکن معرفی می شوند و هيچیک زائد نیستند. لحن کنایی فیلم البته می تواند برای اکران عمومیش دردسرساز باشد. در مورد فیلم جدید کاهانی حرف ها دارم که خواهید خواند بزودی...